امروز داشتم میرفتم پیش یکی از دوستان که باهاش کاری داشتم و از قضای روزگار مجبور شدیم که از بازارچه محل هم عبور کنیم در حین عبور یه نگاهی گذرا هم به قیمت اجناس و اقلام کردیم ، باور بفرمایید همین که بنده کمترین، قیمت مرغ در پشت شیشه رو دیدم یه لحظه کافر شدن خودمم به چشم دیدم ،آخه لامصب وقتی که همچین به اون مرغ که تو یخچال واسه من مثل آرنولد فیقور گرفته بود نگاه کردم دیدم این مرغ پیزوری که تا دیروز قُد قُد هم به زور میکرد با سر نداشته اش برای ما زبان دراز کرد و همچون گوساله سامری که به زبان بیاید ، نطق اش باز شده که "اگه میتونی منو بگیر ،اگه میتونی منو بگیر " که به گمانم یه چیزی تو مایه های نسخه ی وطنی همون کارتون کذایی میگ میگ هستش که صدبار سران مملکتی به همین صداو سیمای میلی ما گفتند که این برنامه های فسق و فجور این امریکای جهانخوار را نشان ندهید که برای بچه های ما بداموزی دارد اما کو گوش شنوا حالا بچه ها به کنار این مرغها هم این ندانم کاریها رو یاد گرفتند، تازه الان فهمیدیم که میگ میگ یعنی چه و اون گرگ بدبخت یعنی که ؟ گفتم جل الخالق قوم بنی اسراییل و گوساله سامری کم بود ما و این مرغ پیزوری هم بهشان اضافه شدیم حداقل گوساله ی آنها از زر بود و اینها دین و دنیاشان را به زر فروختند اما این مرغ.... استغفرالله ،خدایا توبه راستش بخواید الان بدجوری با اون گرگ کارتون میگ میگ همزاد پنداری میکنم و تازه فهمیدم که چرا پدر گرامی این چند وقته مثل این گرگ نماهای فیلم دراکولا شده نگو میگ میگی در کار است پدر بدبخت ما دائما در حال کشیدن نقشه برای به دام انداختنش الانم که تمام فکر و ذکرمان این شده که خدا کنه که این بچه ی دیوید بکام یه خوابی و خیالی هم برای ما ببینه بلکه ام افاقه کند و بعد از عمری دست ما به این مرغ کذایی برسه خب اگه در این چند روز گذشته کمی و فقط کمی در این دنیای مجازی سرک کشیده باشید حتما درباره ی این آهنگ که بنا به دلایلی که خودتون بهتر میدونید اسمش نمیبرم شنیدید و بحثها و گفته ها و نظرها و فحشها و حکمها و ... درباره این آهنگ و همچنین خواننده ی اون یعنی شاهین رو حتما شنیدید ،گروهی اعم از موافق و مخالف توی فیسبوک و پلاس و وبلاگشون و ... درباره این آهنگ نظریه ها دادند و فلسفه وجودی این آهنگ و آزادی بیان و دین و دنیا و خدا و پیغمبر و آخرت همه چیزی رو به میون کشیدن خب، من اصلا به خوب و بد این آهنگ کاری ندارم و اون به عهده خودتون میزارم و فقط نظری دست و پا سکشته دارم که تنها برای خودم بکار میاد و مهم ترین امر هم در این موضوع همین نکته هست یعنی نظری که ما در این مورد و یا اینگونه موارد داریم تنها و تنها برای خودمون بکار میاد نه دیگری حتی اگر اون شخص برادرمون باشه پس سعی کنیم اون چیزی که خودمون باور داریم رو به دیگران دیکته نکینم و بذاریم دیگران هم همین اختیار و داشته باشن و خودشون به نتیجه ای برسن فقط میخوام این نکته رو متذکر بشم که این دیکته کردن در مورد خواننده این اثر هم صدق میکنه یعنی ما نباید بیاییم اون چیزی که خودمون درست میپنداریم رو به خواننده دیکته کنیم و بگیم خب حالا که این چیزی که ما فکر میکنیم درست هست تو هم باید به همین طرز تفکر اکتفا کنی، ما نباید برای هنرمند حد و مرز و سقفی مشخص کنیم بلکه این خود هنرمند هست که باید برای خودش حد و مرزی داشته باشه در واقع در اینصورت هم هنرمند حق داره اون چیزی که به نظرش باید گفته بشه رو گفته و هم من و شمای مخاطب اثر حق داریم که به اون اثر حالا میخواد شعر ، ترانه، فیلم، داستان و یا هر چیزی باشه گوش فرا بدیم ،ببینیم و بخونیم یا اینکه نخونیم و نبینیم و گوش ندیم. این میشه آزادی بیان در واقع هم اون حق داره حرفش بزنه و هم ما حق داریم به حرف اون گوش بدیم یا ندیدم به همین آسانی. خب ،اگه تا حالا این آهنگ گوش ندادید میتونید از لینک پایین دانلودش کنید و بشنوید و اون چیزیکه ازش میفهمید و برداشت کنید در ضمن من آلبوم آرت این آهنگم که واسه خودش کلی جنجال داره رو پیدا کردم که اونم میتونید در ادامه مطلب ببینید یاد بچگیهامون به خیر از دار و ندار دنیا تنها یه نصفه مداد سیاه داشتیم و توی سر پر از آرزوهای رنگین به نظر من اینکه اول هر سال بیایم یه اسم واسه سال جدید انتخاب کنیم کار خیلی بیخودیه ،به نظر من درسش اینه که آخر هر سال بایس یه اسم واسه سالی که گذشت انتخاب کرد که اگه نامگذاری سال نود با من باشه اسمشو میذارم "سال حذف وبلاگها و خداحافظی بلاگرها" دعای عنترجان در هنگام تحویل سال جدید "سال نود هم به گشادی سر شد، تا باد چنین بادا" چند روز پیش که سر ظهری داشتم از بانک بر میگشتم خونه از فرط خستگی کار اداری و کلافگی گوشیم در آوردم که با گوشیم ور برم که دیدم ای دل غافل برام پیامک اومده و من بی خبر از همه جا، پیامک که باز کردم دیدم نوشته که «آقای فلانی بهمانی نظر به تمکن مالی لطفا جهت انصراف از دریافت یارانه به سامانه... مراجعه کنید» پیامک که خوندم تا به تمکن مالی که رسیدم مثل خری که تو گل گیر کنه موندم که آقا "تمکن مالی" ینی چی؟ اصلا تمکن چی هست تا مالیش چی باشه؟ هرچی فکر کردیم به ذهن نداشته مان فشار آوردیم تا بلکه ام بفهمیم "تمکن مالی" یعنی چی افاقه نکرد تا کار بجایی رسید که همون چهار تا سلول خاکستری ام که از خدا به امانت داشتیم، نیست و نابود شد و ما همچنان اندر خم همون یک کوچه این شد که گفتم اینطوری نمیشه خدا پدر و مادر دهخدارو بیامرزه که گویی لغتنامه اش رو برای همچین روزی و درماندگی من کمترین نوشته بود، این شد که سریع پشت کامپیوتر نشستیم و بلافاصله آدرس لغتنامه دهخدارو نوشتیم و اینتر زده نزده دیدیم سر از سایت انگشت نگاری نیروی انتظامی در آوردیم، گفتم یحتمل ادرس اشتباه نوشتم اما با تکرار ادرس و اینتر زدن دیدیم نه خیر این همان فیلترینگ خودمون که به سایت انگشت نگاری تبدیل شده اونجا بود که باز به هوش و درایت مدیران پرتوان ایرانی غبطه خوردم و آفرین گفتم که به این میگن استفاده بهینه از امکانات موجود چرا که هم صفحه فیلترینگ و هم سایت انگشت نگاری کل کشور ، بعد پیش خودم گفتم یعنی دهخدا هم آره و ما خبر نداشتیم ،یعنی دهخدا هم از اعمال استکبار جهانی و امریکا جهان خوار بود و ما در خواب زمستانی، ای دل غافل میبینی چه دنیایی شده اما آخرش نفهمیدیم که این "تمکن مالی" یعنی چی؟ خب از لغت نامه که نعوذ بالله نمیشه یاری گرفت این شد که ما دوباره به عقل و کمالات خودمون رجوع کردیم و گفتم خب تمکنش را که نمیدونم یعنی چی اما مال را که در قدیم به قاطر و خر و یابو و حمار نسبت میدادن مثلا میگفتن راه مال رو ، خب بر فرض که منظورشون از مال همین خر و یابو باشه اما ما که تو عمرمون حتی یه مالم نداشتیم که، اصلا تو این دوره و زمونه کسی دوباره مال نمیره ،ما از قدیم و ندیم یه چهار چرخ داشتیم که بعد از سی سال خدمت بی دریغ پدرگرامی و بازنشسته شدنشون جاشُ یه پیکان جوانان گوجه ای رنگ گرفت تازه اونم الان چند ماهیه تو پارکینگ جاخوش کرده میگم نکند منظورشان از "تمکن مالی" همان تمکن حالی بوده، اما خب اگر اینطور هم باشد باز پدر گرامی بنده از شش ماه گذشته سه ما و ننیمش را در بیمارستان بستری بوده و دیگر حالی برایش نمونده نکند منظورشون از مال همون مبال بوده که در اثر تند نگاری ب آن جا مانده خب خدارو شکر حداقل این یه قلم جنسُ داریم اما خب مگر خانه ای هم بدون مبال و مستراح پیدا میشه که اینا بخوان بنویسن تمکن مبالی، نه آقا جان این هم نمیتونه باشه میگم نکنه این خیر ندیده ها منظورشان از مالی همان مالیات باشه ، پر بیراه هم نیست حداقل شبیه هم که هستند ما هم که الان یک سالی میشه داریم به شهرداری ماهی 600 هزار تومن مالیات میدیدیم اما خب مالیات چه ربطی داره به یارانه ها میگما نکنه این خیر ندیده ها منظورشون از تمکن مالی همین چرک کف دست هستش،آخه نمیدونم کجا خوانده بودم که مال و منال.... که مفهومش همین چرک کف دست و ملک و املاک میشد اما خب پدر بنده که از دار و ندار دنیا همین یه خونه و مغازه و همان پیکان کذایی رو که بیشتر نداره اونم با کلی خرج و مخارج بچه و سرباز و دانشجو و مریضی و گرانی .... دیگه چرک کف دست براش باقی نمیمونه که تو همین هنگام که داداشم داشت از دور خود خوری من میدید گفت هیچ معلومه تو چه مرگته گفتم یه پیامک برام اومده که نمیفهمم معنیش چی میشه، گفت بیار بخونم ببینم چی نوشته همین که گوشی دادم بهش و پیامک خوند گفت خانه خراب شدیم و با دو دست مبارک چنان به سرش کوبید و که اگر کمی هم به مغزدار بودنش شک داشتیم دیگه شکمون برطرف شد چون با اون ضربه ای که اون به سرش کوبیید حتی اگه تو کله فندقم زده بودیم ضربه مغزی مشید تو همین هنگام من که گیج و مبهوت بودم گفتم واسه چی؟ گفت اینجا نوشتن که نظر به تمکن مالی جهت انصراف از یارانه.... گفتم اتفاقا خودمم خوندم اما این تمکن مالی رو نفهمیدم یعنی چی؟ گفت خره ینی اینکه ما وضعمون خوبه و جزو پولداراییم به خاطر همینم میخوان یارانمون قطع کنن تو همین هنگام و در میان غم و اندوه برادر، چشمای من خمار شده و خنده ای حاکی از غرور و رضایت به لب من نسشت که تا نزدیکی گوشام امتداد داشت که بله ،بالاخره ما هم جزو پولدارا شدیم و دیگه در مقابل تعریفای بچه ها از خونه و ماشین و ویلای باباشون تو شمال و جنوب ما هم میتونیم سرمون بالا بگیریم و بگیم که برو بابا ما اینقد پولداریم که دارن یارانمون قطع میکنن اون وخ تو اومدی از "بی ام و" بابات واسه من میگی! این شد که اون روز گرچه روز ناخوشی اعضای خانواده ما بود اما در عین حال روز غرور و افتخار و سر بلندی من هم بود دیروز رفته بودم پیش یکی از دوستان که فروشگاه لباس و کفش و اینجور چیزا دارن و توفروشگاهشونم همه چیز پیدا میشه البته فقط در زمینه کفش و پوشاک و اینجور چیزا، رفتم داخل و بعد از سلام احوالپرسی گفتم:ابولفضل اومدم یه سری لباس بگیرم ,اونم گفت باشه برو نگاه کن هر چیزی که پسند کردی بگو تا سایزشو و رنگبندیاشو بهت بدم ما هم گفتیم باشه . امروز که داشتم تو تلویزیون میلی حماسه مردم در 22 بهمن میدیدم که ناگهان بطور کاملا اتفاقی زدم شبکه 5 و دیدم که داره مستند این اسکی بازا خارجی و بالا پایین پریدناشونو از کوه و کمر داره نشون میده اونام قاعدتا غرق در لذت و هیجان در همین هنگام بود که دوباره همون سوال بنیادی و کذایی طبق معمول برام تداعی شد و اون سوال از این قرار هستش که اگه ما داریم زندگی میکنیم ،پس اونا دارن چیکار میکنن و اگر اونا دارن زندگی میکنن ،پس ما داریم چیکار میکنیم؟ و این قضیه همین طور ادامه داره و ذهن من پنجه در پنجه در نبردی نا برابر، برای حل این سوال همیشگی
ادامه مطلب
لعنت ، آخ ببخشید ینی رحمت کنه که ما هرچی داریم از صدقه سری اوناست، بس که مردم شریفی هستن، یه وقتم فکر نکنی که اونا از ما سو استفاده میکننا نه، که اگه اینجوری فکر کنی زهی خیال باطل چون از قدیم ندیما مردم این کشور عاشق چشم و ابروی ما ایرانیا بودن و اگرم میبنی بعضی وقتا تو این تحریما علیه ما رای میدن اونم تقصیر ماست بخاطر اینکه این بنده خداها همش بین کشور ایران و آلمان دچار اشتباه میشن نه اینکه از یه قوم و نژادیم به این خاطر، اصلا ما بخاطر همین غریبنوازیشون که بهشون میگیم کشور دوست و برادر چین، حالا لائیک هستن، کمونیست هستن به ما چه، از قدیم ندیم گفتن عیسی به دین خود و موسی به دین خود.شعب ابی طالب ، آخ ببخشید یعنی در وضعیت بدر و خیبریم ، برو آقا، به قولی" مزن بر طبل بیگانه"







